padidekimia

padide kimia.co

دل نوشته های مدیر

داستان پيله و کرم ابريشم
مردي يک پيله کرم ابريشم پيدا کرد و با خود به خانه برد. يک روز پيله کمي باز شد. مرد ساعتها نشست و پروانه را تماشا کرد. پروانه خيلي تلاش مي کرد تا بدن خود را از شکاف ايجاد شده، خارج کند. بعد از مدتي پروانه دست از تلاش کشيد و حرکتي نکرد. به نظر مي رسيد که او تمام سعي خود را کرده است و ديگر قادر به ادامه ي کار نيست.

مرد تصميم گرفت به پروانه کمک کند. او با يک قيچي پيله را باز کرد و پروانه راحت از آن بيرون آمد. اما بدن پروانه متورم بود و بالهايش کوچک و چروکيده بودند. مرد مدتي به پروانه نگاه کرد و انتظار داشت، هر لحظه بالهايش بزرگ شوند و او پرواز کند، اما هيچ يک از اين اتفاقها نيفتادند.

در واقع پروانه تا آخر عمرش همان طور روي شکم خود مي خزيد و بدن متورم و بالهاي چروکيده اش را به اين طرف و آن طرف مي کشيد.

مرد با نيت خير اين کار را انجام داده بود و نمي دانست چرا عاقبت آن چنين شد؟

پيله ي کرم ابريشم محکم بود و سعي و تلاش پروانه براي خروج از آن شکاف باريک، قانون طبيعت بود. براي آنکه آب اضافي از بدن پروانه خارج شود و او موفق به رهايي از پيله گردد.

گاهي تلاش کردن براي زندگي لازم و مفيد است. اگرقرار بود بدون هيچ مانع و مشکلي زندگي را سپري کنيم، ناتوان مي شديم و آن چنان که بايد ، قوي نمي شديم و هرگز قادر به پرواز نبوديم.

معماي فراواني و فقر در ايران: چرا با وجود فراواني منابع نفتي، وضعيت اقتصادي ايران نامطلوب است؟
 شمس‌الدين شريعتي
شرکت ايران‌خودرو در سال گذشته بيش از 15 هزار ميليارد تومان ضرر کرده و زيان انباشته آن به بيش از 52 هزار ميليارد تومان رسيد. تعداد کارکنان اين شرکت حدود 50 هزار نفر يعني تقريبا به اندازه شرکت کيا خودروي کره جنوبي، اما توليدات سالانه آن يک سوم کيا بوده است.
فارغ از کيفيتِ نامرغوب محصولات، ايران‌خودرو در مجموع به ازاي هر کارمند، حدود يک سومِ ميانگين جهاني خودرو توليد مي‌کند و اين يعني سه برابرِ ميزان معمول کارمند دارد. اگر دولت بخواهد شرکت ايران خودرو را تعطيل کند و به 50 هزار کارمند بيکارِ اين شرکت به علاو به 50 هزار نفر ديگر که از اين طريق به صورت غيرمستقيم بيکار مي‌شوند، ماهانه 10 ميليون تومان حقوق بدهد، باز هم ضرر سالانه دولت 3 هزار و پانصد ميليارد تومان کمتر از الان خواهد بود.
سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران داراي 48 هزار کارمند است، در حالي که BBC با وجود اين که به 25 زبان در سراسر جهان پخش برنامه دارد، 22 هزار کارمند و CNN آمريکا تنها 4 هزار کارمند دارند. بودجه دولتي صداوسيما در مجموع حدودا معادل 300 ميليون دلار و قابل افزايش تا 450 ميليون دلار از محل منابع صندوق توسعه ملي است، در حالي که BBC حدود 250 ميليون دلار بودجه دولتي دريافت مي‌نمايد. يعني صداوسيماي ايران بسيار بيشتر از تاثيرگذارترين رسانه‌هاي جهان منابع مختلف به خود اختصاص داده است، در حالي که نه تنها از ايفاي نقش يک رسانه ناتوان بوده، بلکه عمدتاً منبعي براي افزايش بي‌اعتمادي، خشم، دوقطبي و ديگر هزينه‎هاي اجتماعي بوده است.
حدود 2 و نيم الي 4 ميليون کارمند حقوق بگير دولتي (بدون احتساب بازنشستگان و مستمري بگيران) در ايران وجود دارد و مجموع تعداد قانون‌گذاران، مقامات عالي رتبه و مديران بيش از 700 هزار نفر است. حدود 31 درصد هزينه‌هاي عمومي صرف پرداخت حقوق اين کارمندان مي‎شود که از اين نظر ايران در رتب? 45 جهان قرار دارد؛ در حالي که از نظر کيفيتِ دولت و خدمات عمومي، ايران در ميان 210 کشور جهان در رتبه 179 است. يعني وضعيتي مشابه ايران‌خودرو و صداوسيما در کليت دولت نيز وجود دارد: مجموعه‌هايي فربه، پرهزينه و ناکارآمد.
اين بيماري مزمن طي سال‌هاي متمادي در ايران به وجود آمده است و طبق آمار بانک مرکزي، در طول دو دهه گذشته نسبت هزينه‌هاي جاري دولت به کل هزينه‌ها روند افزايشي به خود گرفته است. همچنين نسبت هزينه‌هاي جاري دولت به هزينه‌هاي عمراني و زيرساختي در طول سه دهه گذشته از نسبت دو به يک به نسبت پنج به يک رسيده است. يعني در طول 30 سال گذشته به علت افزايش مداوم کارمندان و سازمان‌هاي دولتيِ هزينه‌بَر، از سهم هزينه‌هاي عمراني کاسته شده و به سهم هزينه‌هاي جاري دولت افزوده شده است. اين ساختارهاي ناکارآمد، ناتوان و پرهزينه چگونه در ايران رشد کرده است؟
رونق نفتي در سال‌ها و دهه‌هاي گذشته در فقدان نظام بوروکراسي کارآمد و مستقل باعث بروز سه فرايند عمده در حکومت ايران شده است.
اول: سازمان‌ها و ادارات دولتي منبع توليد رانت براي مديران، نمايندگان مجلس، جناح‌هاي سياسي و دولت‌هاي مختلف شده است. يعني جناح‌ها و مديران مختلف پس از به قدرت رسيدن، بدون توجه به تخصص و کارآمدي، حاميان يا آشنايان‌شان را به استخدام دولت در مي‌آورند تا دِين‌ آنها را از طريق منابع نفتي پرداخت کرده و حمايت اين افراد را براي آينده تضمين نمايند.
فوکوياما اين فرايند را حامي پروري مي‌نامد. يعني در فقدان يک نظام اداري مستقل و شايسته سالار، هر مدير يا نماينده يا جناح سياسي، به همراه خود افرادي را به دستگاه عظيم دولتي اضافه مي‌کند و بدين ترتيب بدون افزايش کارآمدي، دستگاه‌هاي اداري هر سال حجيم‌تر و پرهزينه‌تر مي‌شوند. به عنوان نمونه، چندي پيش اعلام شد که 8 هزار نفر از کارکنان ايران‌خودرو به توصيه نمايندگان مجلس استخدام شده‌اند.
دوم: حکومت براي تبليغ بيش از پيش ايدئولوژي مورد نظرش، به تاسيس سازمان‌هاي حکومتي جديد يا فربه‌سازي سازمان‌هاي قديمي مانند صدا و سيما روي مي‌آورد. در شرايط رونق نفتي، فقدان نظارت و عدم حاکميت قانون، مديران و تصميم‌گيران نيز بي ميل نبودند که از اين وضعيت استفاده کرده و هر از چندي با توجيه تبليغ و ترويج ايدئولوژي نظام، پروژه‌ها و سازمان‌هاي جديد تاسيس نموده و از اين طريق بودجه‌اي هم به جيب خودشان يا حاميان ايدئولوژيک‌شان بريزند يا حاميان جديدي براي خود دست و پا کنند؛ مانند صرف بودجه‌هاي کلان براي توليد 7 واکسن داخلي در راستاي نمايش استقلال و اقتدار ايران.

در یک شهر ساحلی ، هر شخص برمنبای اعتبارش زندگی را گذران می کند ، درست هنگامی که همه به
هم بدهکارند و به همین دلیل فعالیت های اقتصادی بسیار کاهش یافته ،ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود. او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود، اسکناس 100 دلاری را روی پیشخوان هتل می گذارد و برای بازدید اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا می رود.

صاحب هتل اسکناس 100 دلاری را برمی دارد و در این فاصله می رود و بدهی خودش را به قصاب می پردازد.

قصاب اسکناس 100 دلاری را برمی دارد و با عجله به مزرعه پرورش گوسفند می رود و بدهی خود را به او می پردازد.

مزرعه دار، اسکناس 100 دلاری را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به تامین کننده خوراک دام و سوخت می دهد.

تامین کننده سوخت و خوراک دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس 100 دلاری را با شتاب به شهرداری شهر که به او بدهکار بود می برد.

شهردار اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار بود چون هنگامیکه دوست خودش را یک شب به هتل آورده بود اتاق را به اعتبار کرایه کرده بود تا بعدا پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخوان گذاشته است.

در این هنگام توریست ثروتمند پس از بازدید اتاق های هتل برمی گردد و اسکناس 100 دلاری خود را برمی دارد و می گوید از اتاق ها خوشش نیامد و شهر را ترک می کند.

در این پروسه هیچکس صاحب پول نشده است. ولی به هر حال همه شهروندان در این هنگامه بدهی به هم ندارند، همه بدهی هایشان را پرداخته اند و با یک انتظار خوشبینانه ای به آینده به فعالیت های اقصادی باز میگردند .

⭕️ همه فعالان اقتصادی خواه ناخواه در این چرخه هستند ، بنابراین باید ببینند که آیا صد دلاری را به نفر بعدی داده اند یا این چرخه را ناقص گذاشته اند ؟!
این صد دلاری میتواند یک :
-سفارش تحویل نشده
- یک موجودی راکد در انبار
- یک پرونده ناتمام
- یک لایحه تحریر نشده
- یک بدهی پرداخت نشده
- یک مطالبه وصول نشده
- یک پروژه ناتمام
- یک درخواست پاسخ داده نشده

باشد، بیاییم کارهای خودمان را بررسی کنیم و ببینیم آیا صد دلاری این چرخه در دستان ما باقی نمانده باشد ؟

هر یک از ما ، سهمی مهم در حرکت چرخ های اقتصادی کشور داریم ، بیاییم سهم خودمان را در اقتصاد به موقع ادا کنیم .

شادمان امینی
اصفهان
جمعه ۸ مهرماه ۱۴۰۰

سرکوب قيمت ارز
حبيب پور فردوس
از کليدي ترين اقداماتي که عليه ايران در اتاق‌هاي فکر غرب و آمريکا طراحي و به اجرا گذاشته شده بود پايين نگه داشتن يا «سرکوب نرخ ارز»بود.
ظاهراً قرار بر اين بود که ايران نفت بفروشد و ارز حاصل از آن را با نرخ پايين در اختيار واردکنندگان قرار دهد که بازار پر و پيمان باشد.
تا توليد داخلي در يک رقابت نابرابر در برابرکالاهاي وارداتي« ارزان» جايي براي نفس کشيدن پيدا نکند. توطئه‌اي که از زمان رژيم گذشته آغاز و پس از انقلاب نيز متاسفانه تا زمان روي کار آمدن ترامپ ادامه پيدا کرد.
دولت ترامپ به تصور اينکه با اعمال تحريم ها و فشارهاي حداکثري خواهد توانست جلوي صادرات نفت ايران را بگيرد و ايران را از تنها منبع عمده درآمدهاي ارزي‌اش محروم کند و تير خلاص را به تعبير خودش به جمهوري اسلامي بزند اين کار را انجام داد و عملاً توانست درآمدهاي ارزي حاصل از صادرات نفت را به صفر نزديک کنند.
دولت آقاي روحاني نيز که خزانه‌اش به دليل سياست فروش ارز 4200 توماني تقريباً خالي شده بود چاره‌اي جز اين نديد که نرخ ارز را رها و به سياست سرکوب نرخ ارز پايان دهد .
حاصل کار اين شد که صادرات به يکباره جهش پيدا کرد به نحوي که همگان باور کردند که کشور را بدون ارز حاصل از فروش نفت هم مي توان اداره کرد .
در مقابل، «توليد داخلي سرکوب شده» طي سالهاي گذشته فرصت نفس کشيدن پيدا کرد و دهها و صدها شرکت توليد کننده کار ساخت داخل را آغاز کردند و هم اکنون روزي نيست که شاهد توليد داخلي ماشين و ابزاري مشابه آنچه از خارج وارد مي شد به دست جوانان و کارآفرينان کشور نباشيم .
آنچه اتفاق افتاده عملا خنثي سازي اين توطئه کليدي آمريکايي‌هاست .صادرات با نرخ‌هاي موجود جان گرفته است است و افق هاي روشني را پيش پاي مردم و مسئولين باز کرده است .
توليد داخلي دارد جان مي گيرد و عملاً عدو سبب خير شده است واينک در آستانه استقرار دولت جديد بايد گفت که راه نيمه رفته مي بايست ادامه پيدا کند.
همه بايد بدانند سياست رها سازي نرخ ارز، داروي دردهاي مزمن و کهنه اقتصاد ايران است.
اميد اين است که دولت سيزدهم با آزادسازي بقيه اقلامي که هنوز ارز 4200 توماني دريافت مي کنند براي هميشه با اين معضل ملي خداحافظي کند.
آنچه بايد به آن انديشيد بازگشت و عقب نشيني از اين سياست اصولي و درست نيست کاري که به فوريت مي بايست انجام شود اين است که براي ترميم و تامين درآمد

درسی بزرگ از سرنوشت NOKIA
شرکتی که قربانی موفقیت خودش شد!

شرکت نوکیا یكی از قدرتمندترین شرکت های دنیا و بزرگترین تولید کننده گوشی های تلفن همراه در جهان بود که اخیرا پس از کاهش 99درصدی ارزش سهامش توسط شرکت مایكروسافت خریداری شد در طول برگزاری نشست خبری اعلام فروش این شرکت به مایكروسافت رییس این شرکت گفت: "ما بهترین تیم مدیریتی و اجرایی را در اختیار داشتیم، ماهیچ اقدام اشتباهی انجام ندادیم، سخت تلاش کردیم اما علیرغم همه این ها شكست خوردیم."
بعد از گفتن این جمله تمام تیم مدیریتی نوکیا و خود رییس آن شرکت به طور غم انگیزی گریه کردند. از اوایل سال 1990تا سال ،2011نوکیا یكی از قدرتمندترین کمپانی های دنیا و بزرگترین تولیدکننده گوشی های تلفن همراه در جهان با در اختیار داشتن 80درصد سهم بازار بود. قیمت هر سهم این شرکت 42دلار و ارزش این شرکت 250میلیارد یورو بود. نوکیا یک شرکت فوق العاده قوی با مدیرانی کاربلد و حرفه ای بود که کارشان را به خوبی انجام می دادند. اما متاسفانه امروزه به خوبی کار کردن(انجامِ درستِ کار) و حفظ وضع موجود برای موفقیت کافی نیست.( بلكه باید به دنبال انجام " کارِدرست" باشید)
رهبران نوکیا، به دنبال یادگیری مداوم و تغییر و نوآوری سریع نبودند.
آنها نتوانستند "تغییـــرات مداوم و سریع صنعت تلفن همراه "را که به واسطه شرکت های SAMSUNGو APPLEآورده شدند را پیش بینی کنند و یا در آن راه قدم بگذارند .
شرکت های اپل و سامسونگ تا چند سال قبل هرگز گوشی موبایل تولید نمی کردند اما آنها شرکت های یادگیرنده ای بودند و مدام به دنبال یادگیری، تغییر و نوآوری می گشتند.
خیلی سریع iPhoneو Galaxyگوشی های نوکیا را در بازار کنار زده و سهم قابل توجهی از بازار گوشی های تلفن همراه را به خود اختصاص دادند.
از سال 2011تا 2013نوکیا از رتبه اول بازار به رتبه دهم سقوط کرد. سهم بازار 80درصدی نوکیا به 3درصد رسید. ارزش هر سهم نوکیا از 42دلار به 2.5دلار کاهش پیدا کرد. هزاران کارمند سخت کوش نوکیا از کار برکنار شدند. ارزش شرکت نوکیا با کاهشی 99درصدی از 250میلیارد یورو به 3.79میلیارد یورو رسید.

❇️شرکت نوکیا هیچ اشتبا هی نداشت. آنها هیچ کار خطایی انجام ندادند اما " جهان به سرعت در حال تغییر" است.
ضعف آنها در عدم یادگیری،
رشد و تغییر مداوم و سریع بود. ( عدم آموزش مداوم یا توسعه)

آنها به این خاطر که یادگیری مداوم را فراموش کردند،نه تنها شانس خود برای رسیدن به موفقیت را از دست دادند ، بلكه شانس بقا را نیز از دست دادند امروزه اگر به دنبال رشد و پیشرفت نباشید و از موفقیت امروز خود راضی بوده و به دنبال حفظ وضع فعلی باشید شكست خواهید خورد. نوکیا به واسطه موفقیت چشمگیری که داشت شكست خورد.

👈*آنها " قربانی موفقيت خود " شدند